امروزه مساله اصلي دسترسي به اطلاعات نيست. دسترسي ما به اطلاعات بيشتر از حدي است که قادر به مديريت آن باشيم. آنچه مورد نياز است و يادگيري الکترونيکي آن را ارائه مي کند، شيوه هاي بهتر براي پردازش، دريافت معني و خلق مجدد اطلاعات است. شيوه هاي انفعالي کنوني آموزش براي انتقال اطلاعات، با توانايي هاي تعامل و سازاگرايانه يادگيري الکترونيکي در تضاد هستند. براي بهره گيري از توانايي هاي بالقوه يادگيري الکترونيکي به عنوان سيستمي آزاد اما منسجم، ضروري است، که به تجديد نظر در ديدگاه آموزشی خود بپردازيم.
يادگيري الکترونيکي روشي را براي يادگيري مشارکتي غير همزمان عملي مي سازد که تا اندکي پيش در محيط هاي آموزشي مفهومي متناقض به نظر مي رسيد. مزيت آموزشي قدرتمند يادگيري الکترونيکي، توانايي آن براي پشتيباني از تعامل فکري مبتني بر متن است که از فشار زمان و قيد مکان مستقل است.
فناوري يادگيري الکترونيکي در اجتماع فراگيران، مي تواند به "تفکر شخصي" و "گفتگوي عمومي"، شتاب بخشد. توانايي يادگيري الکترونيکي اين است که قابليت برقراري ارتباط بين افراد به صورت شخصي و عمومي را دارد. اين توانايي بي نظير در حال تغييـر اساسي رويـکردهاي شناختي و تربيتي آموزش و يادگيري است. با اين حال همگام با اين توانايي فني، ايجاد تجربه هاي هدفمند و در عين حال خلاق، نيازمند تدبيري است که تعادل مناسبي ميان تفکر و گفتگو برقرار نمايد. اين تعادل از طريق تعامل آموزش و يادگيري در محيط اجتماع پژوهشي آزاد و نقاد به دست مي آيد.
ازديدگاه يادگيري الکترونيکي، گرايش به خواندن و نوشتن معطوف مي شود که از ديدگاه سنتي اين دو همراه با فعاليتهاي يادگيري شخصي هستند. اين مساله قطعاً در محيط يادگيري الکترونيکي تغيير مي کند زيرا که گوش دادن و سخن گفتن جاي خود را به خواندن و نوشتن مي دهند.
خواندن و نوشتن هر دو روشهاي فردي و مشارکتي براي برقراري ارتباط در تجربه يادگيري الکترونيکي هستند. خواندن تبديل به روشي براي به دست آوردن اطلاعات و نيز براي "گوش سپردن" به ديدگاه استاد و فراگيران مي گردد. به نحو مشابهي در محيط يادگيري الکترونيکي نوشتن به روشي براي برسازي دانش و هم براي تبادل پرسشها و ايده ها با استاد و ديگر فراگيران تبديل مي شود. با يادگيري الکترونيکي از طريق خواندن گوش مي دهيم و با نوشتن صحبت مي کنيم. ارتباطات مبتني بر متن، توانايي ويژه اي براي تسهيل گفتگو و تفکر انتقادي دارند.
اجمالاً يادگيري الکترونيکي بايد به گونه اي بنا شود که فراگيران بتوانند خود را کاملاً در تجربه غرق کنند. اين امر با سرازير شدن يک سويه اطلاعات، چه از سوي فرد و چه به سوي فرد، حاصل نمي گردد. با تعامل است که دنياي خاص يادگيري خلق مي شود و معني به صورت مشارکتي ساخته مي شود.اين امر هنگامي رخ مي دهد که استاد تعامل پويا را تقويت کرده و بر آن نظارت کند و آن را جهت دهي نمايد که حاصل آن پديد آمدن نتايج يادگيري بسيار شگفت انگيزخواهد بود. این امر همچنین هنگامي رخ مي دهد که فراگيران بتوانند فعاليتهاي خود را با توجه به هدف مشخص تعيين نمايند. اين امر حد نهايي وضعيتي است که شخص نظارت و مسوليت يادگيري خود را برعهده مي گيرد. منحصر بفرد بودن يادگيري الکترونيکي نيز در همين نکته نهفته است.