ورود به سايت | ثبت نام كاربر صفحه اصلي دوشنبه ، 15 شهریور 1389
 جزئيات مطلب
آموزش الكترونيكي

مفاهيمي نظير پرورش (Education)، آموزش (Instruction) و يادگيري (Learning) در برخي جهات وجوه مشترک و در هم تنيده اي دارند و در بسياري مواقع، به اشتباه، به جاي يکديگر بکار گرفته مي شوند

مفاهيمي نظير پرورش (Education)، آموزش (Instruction) و يادگيري (Learning) در برخي جهات وجوه مشترک و در هم تنيده اي دارند و در بسياري مواقع، به اشتباه، به جاي يکديگر بکار گرفته مي شوند.

پرورش يا تربيت "جريان منظم و مستمري است که هدف آن هدايت رشد جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي و يا به طور کلي رشد همه جانبه شخصيت فراگيران در جهت کسب و درک معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز کمک به شکوفا شدن استعداد آنان است".


 مفهوم آموزش برخلاف مفهوم پرورش يک نظام نيست، بلکه فعاليتي است هدفمدار و از پيش طراحي شده، که هدفش فراهم کردن فرصتها و موقعيتهايي است که امر يادگيري را در درون يک نظام پرورشي تسهيل کند و سرعت بخشد. بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش. آموزش يک فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است؛ لذا هدفهاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرس تر از هدفهاي پرورشي است. اما يادگيري هميشه معطوف به فراگير است. يادگيري هدف است و آموزش وسيله رسيدن به اين هدف.
 

 براي اينکه فردي از يک موقعيت نامناسب به موقعيتي مناسب برسد، وقوع يادگيري الزامي است.به طور کلي مي توان گفت که آموزش امري است كه يادگيري را پشتيباني مي كند. اما اين امر مستلزم آن است كه آموزش مورد نظر آموزشي ازپيش طراحي شده و مقصود نظر باشد، آموزشي كه به هر حال هدفي را دنبال كند. اما يادگيري اساساً متضمن تغييري در قابليتها، گرايشات، باورها، ظرفيت ها، مدل هاي ذهني، الگوهاي تعاملي و مهارت هاست. اين تغييرات در بطن يك فرد، گروهي از افراد، يك سازمان و حتي يك جامعه محتمل است و براي آن كه بتوان به درستي نام يادگيري را بر آن نهاد، اين تغييرات بايد در طول زمان و از خلال بسياري از انحرافات و تغيير مسيرها ميل به ثبات و ابقا داشته باشد.

مساله اصلي در آموزش امروز دسترسي به اطلاعات بيشتر نيست. در حقيقت يکي از مهمترين چالشهاي فراگيران، معني بخشيدن به حجم محتوياتي است که با آن روبرو مي شوند. به علت حجم انبوه اطلاعات و پيشرفت هاي توام آن در ارتباطات، به رويکردهاي جديد نياز داريم. هدف آنست که به فراگيران توانايي ها و راهبردهاي ضروري براي مديريت اطلاعات عميق و پر حجم داده شود. در حرکت به سوي اين هدف، مربیان دريافتند که تنها راه بلند مدت ايجاد محيط آموزشي است که در آن فراگيران نه تنها به يادگيري، بلکه به  فراگيري نحوه يادگيری نيز بپردازند. به همين دليل، هدف آموزش حرکت به سمت رشد تفکر انتقادي و توانايي هاي يادگيري خود راهبري است که به صورت مادام العمر به فرد کمک نمايند.

چنين رويکردی در آموزش دو هدف را دنبال مي کند؛ اولين هدف برساختن معني (بر سازي مجدد تجربه) از ديدگاههاي شخصي بوده و دومين هدف، پالايش و تثبيت اين برساخت، در ميان اجتماعي از فراگيران به صورت مشارکتي خواهد بود.
 
حال اگر اين تعبير را بپذيريم که هر يک از فناوريها در راستای گسترش يکي از توانمنديهاي بشر بوجود آمده اند (به عنوان مثال خودرو در جهت گسترش اندام هاي حرکتي بشر، ابزار اپتيک در جهت گسترش ديد) سير تکويني فناوري اطلاعات را  ميتوان گسترش دهنده  توانمنديهاي انديشه انسان فرض نمود. بدين لحاظ حوزه عمل فناوري اطلاعات و آموزش را مي توان تقريباً يکي دانست.
 
 

 این انطباق موجب گرديده است، تا تاثير پذيري حوزه ي آموزش از اين فناوري نسبت به ساير حوزه ها، بنيادي تر باشد، به طوريکه بسياري از کشورها در توسعه کاربرد فناوري اطلاعات در آموزش، به باز آفريني نظام آموزشي و نه بازسازي آن مي انديشند.

هدف آموزش حرکت به سمت رشد تفکر انتقادي و توانايي هاي يادگيري خود راهبري است که به صورت مادام العمر به فرد کمک نمايند.
 
 
 فناوري اطلاعات همانند ساير فناوريها، ابزار "توانمند سازي" است و في نفسه حامل ارزش نيست. در همين راستا، شايد کاربرد فناوري اطلاعات در آموزش ناگزير باشد، اما شيوه و هدف کاربرد آن قطعاً انتخابي است.
 

فناوري اطلاعات از يک سو با نظم بخشيدن به حوزه اجرا آن دسته از فعاليتهاي اجرايي را که تکراري و فاقد خلاقيت اند، به سمت خودکارسازي و ماشيني شدن پيش مي راند و از اين طريق فکر انسان را آزاد مي کند تا به آنچه ويژه انسان است يعني انديشه بپردازد و از سوي ديگر با تغذيه اطلاعاتي حوزه انديشه، بهره وري را در اين حوزه در جهت توليد دانش افزايش مي دهد.

آموزش الکترونيکي را مي توان يک رويکرد نوين براي ارائه محيط  آموزشي متعامل با طراحي مناسب و مبتني بر فراگير دانست که  يادگيري را تسهيل کرده و با بکارگيري انواع منابع، در قالبهاي مختلف ديجيتالي، يادگيري در هر زمان و مکان را، براي هر نفر ميسر مي سازد.
 
 
 

براي جايگاه کاربردي فناوري اطلاعات در آموزش و يادگيري، سطوح مختلفي پيشنهاد شده است؛ از ساده ترين کاربرد آن که به عنـوان يـک وسيله ارتباطي صرف بوده گرفتـه (ماننـد کنفرانسهاي ويـدئويي و کلاسهاي از راه دور) يا وسيله اي بـراي جمع آوري، ذخيره و بازنمايي اطلاعات، تا بکارگيري آن به عنوان ابزاري شناختي و وسيله اي براي داده کاوي، جستجو و تفسير اطلاعات و نهايتاً استفاده از هوش مصنوعي در راستاي تسهيل برسازي دانش و تطبيق هوشمندانه فرايند و محتويات آموزشي با  نيازها و سبک يادگيري فراگيران.

مقايسه آموزش الکترونيکي با آموزش سنتي

 

ابعاد
آموزش سنتي
آموزش الکترونيکي
نوع ارائه محتويات
(Delivery)
Push
مربي مسير آموزش را تحميل مي کند
Pull
فراگير مسير آموزشي را انتخاب مي کند
نحوه پاسخگويي
(Responsiveness)
Anticipatory
پاسخهاي از قبل تعيين شده
Reactionary
برسازي پاسخها به هنگام مواجهه با مساله
نحوه پيشرفت
 
خطي
مسير يادگيري از قبل تعيين شده است
غير خطي
مسير يادگيري با توجه به موقعيت جاريفراگير و نيازمنديهاي او تعيين مي گردد
يکپارچگي با ساير فعاليتها
يادگيري يک فعاليت متمايز از ديگر کارهاست
يادگيري يک بحث يکپارچه با ديگر فعاليتها از قبيل اشتغال است
چگونگي فرايند
Discrete
آموزش در قالبهاي مشخصي با شروع و پايان از پيش تعيين شده صورت مي پذيرد
Continuous
يادگيري هيچ گاه متوقف نمي شود، و بطور موازي با کسب و کار پيش مي رود
اختيارات
Centralized
مواد آموزشي از کتابخانه اي از محتوياتي که بوسيله آموزشيار ايجاد شده اند، انتخاب مي گردند.
Distributed
مواد آموزشي در نتيجه تعامل شرکت کنندگان و آموزشياران انتخاب مي شوند
تطبيق نيازها
Mass produced
محتويات آموزشي بايستي نيازمندي طيف وسيعي از يادگيرنده ها را پوشش دهد
Personalized
محتويات آموزشي بوسيله نيازمندي هاي کاربران متمايز مشخص شده و سعي مي شود نيازمندي هر کدام از کاربران جداگانه تامين شود
قابليت سازگاري
ايستا
محتويات در شکل اوليه سان بدون تغيير باقي مي مانند
پويا
محتويات متناسب با وروديهاي کاربران، تجارب، تمرينات جديد، تغيير مي کنند

 


درج مطلب توسط : host
تاريخ درج مطلب : 1388/09/16
تعداد بازديد : 322

بازگشت